اولین نمایشگاه عکس مشترک سحر و فرشاد   

 

 

لینک
شنبه ۳٠ شهریور ،۱۳۸٧ - plus

   شب یلدا مبارک   

یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی آنقدر کوتاه است که 1 دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت

صداي پاي يلدا آرام آرام به گوش مي رسد . پدربزرگها و مادر بزرگها خانه را براي استقبال از فرزندان مي آرايند و فرزندان و نوه ها نيز از آن سوي براي ديدار بزرگان خانواده بي قرارند .
برگزاري مراسم يلدا ، آييني خانوادگي است و گردهمايي ها به خويشاوندادن و دوستان نزديك محدود ميشود .
ايران كشوري با فرهنگي غني است كه مردمانش بنا به ذوق و سليقه و طبيعت منطقه اي كه در آن زيست مي كنند هر يك براي برگزاري سنت هاي كهن آداب خاص خود را دارند
آيين شب يلدا يا شب چله، خوردن آجيل مخصوص ، هندوانه، انار و شيريني و ميوه هاي گوناگون است که همه جنبه نمادي دارند و نشانه برکت، تندرستي، فراواني و شادکامي هستند.


یلدا شب دلتنگی و تنهایی
پائيز..... ای تنها گل هميشه بهارم...
پائيز .... ای همسفر شبهای گمگشته ام
پائيز ..... ای تنها فصل نوشتن...
پائيزم...
بی تو پس از يلدا چه کنم....
بی تو دفتر شعرم پر از تنهايی...
بی تو من مسافر تنهای رفتن....
به من بگو: بی تو با پس کوچه های بارانی چه کنم...؟
پائيزم....
ای تازه تر از هميشه...
پائيزم....
ای نشسته بر پر مرغان نگاهم...
پائيزم....
بی تو من بی شب و بی شمع و بی ترانه ....
بی تو اما بيادت
سبز تر از هميشه
آبی تر از فردا
جاری تر از دريا
من ترانه خواهم گفت.....
بايد می نوشتم همه هق هق تنهائی ات را......
مرا بياد داشته باش
ای که در دل داری هوای رفتن.....

لینک
جمعه ۳٠ آذر ،۱۳۸٦ - plus

   معلق در زندگی   

بین خوب و بد،موندن و رفتن،داشتن و نداشتن،دوست داشتن و تنفر موندم.
بهتر بگم تو زندگی معلق شدم...
کسی می دونه من چی می خوام؟!

لینک
سه‌شنبه ۱٧ مهر ،۱۳۸٦ - plus

   چرا می خندی ستاره؟   

تو با این لبای بسته ،

تو با این دل شکسته ،

تو با این بغض قدیمی که پر و بالت و بسته ،

چرا می خندی ستاره؟!!!

 

تو با این سینه داقون ،

تو با این فال پریشون،

تو با این زخمهای رنگی توی این شام غریبون

چرا می خندی ستاره؟!!!

 

از نگاه این شب خیس دل،چرا نمی کنی تو ،

تن چرا به این سیاهی 

 بی گلایه می زنی تو ،

دل چرا نمی کنی تو از نگاه این شب خیس

بی گلایه جون سپردن

آخه اسمش زندگی نیست.

 

این شب خسته و تاریک

واسه تو خونه نمی شه

شب رفیق جاده ها نیست

موندگار واسه همیشه

تو با قلب پاره پاره

چرا می خندی ستاره؟

تو با این بغض دوباره چرا می خندی ستاره؟


لینک
شنبه ٢ تیر ،۱۳۸٦ - plus

   تنهاترين من،ُتنها نذار منو   

اکنون که شب از نیمه گذشته
و سکوت هم جا را فراگرفته
تاریکی و ظلمت سایه خود را بر سر شهر افکنده
و همه در خواب ناز کتم عدم فرو رفته اند
من با مهتاب سخن می گویم
از تو از محبت و مهربانیت
از عشق، دوست داشتن و صداقت تو
از دستان پر مهر و آغوش پر محبت تو
از ثانیه ها، دقایق و ساعت های سخت و ملال آور جدایی و تنهایی
از اینکه هر روز صبح به امید شنیدن صدای گرم و مهربانت از خواب بیدار می شوم
از روزهایی که با خیال و رویای با تو بودن سر می کنم
از چشمان خسته و مضطرب خود و از شب زنده داری های خود
از امید وصال و از حضور تو برایش می گویم
حضور تو که دلیلی شده تا روزهای سخت تنهایی را سپری کنم
حضور تو که باعث شده دنیای پوچ و بی ارزش را تحمل کنم
آری از حضور گرم تو برایش می گویم که روح سرد آدمهای اطرافم را آب کرده
از حضور تو برایش می گویم که روزنه امید را در دلم روشن کرده
از حضور تو می گویم که مرا از بایدها و شایدها و خوشی های زودگذر جدا کرده
و به عالمی دیگر کشانده و روحم را به پرواز در آورده
و از شور و شعفی که به خاطر حضور تو در وجودم، ایجاد شده برایش می گویم
اما چند شبی است که تنها هستم و در سکوت تنهایی غرق شدم
چند شبی است که مهتاب درپشت ابرها پنهان شده
و مهتاب را برای شنیدن حرفهایم پیش کش نمی کند
گویی پنداشته دیگر تنها ماه موجود در دنیا نیست
حال دیوار را شریک خود قرار دادم و با او سخن می گویم
تا اگر از دوست داشتن خودم نسبت به تو برایش گفتم از حسودی نرود
و اگر از غم و درد دوری و هجران و فراق برایش گفتم
از شدت دردهام کمر خم نکند و تنهایم نذارد
¤ تنها ترین من ،تنها نذار منو ¤
لینک
شنبه ۱۱ فروردین ،۱۳۸٦ - plus