چراغ دل   

ای مهربانم

شب هنگام با یاد تو پیش شمع نشستم ،آنقدر نشستم که شمع به انتها رسید و خاموش شد .

ولی ای یار نازنین ،من شبگردی خیال تو راترک نکردم چون با چراغ دلم اتاق راروشن کردم.

لینک
شنبه ٢ دی ،۱۳۸٥ - plus

   سحر   

من سحر هستم !

از نیمه شب های پر ستاره تنهایی آمده ام ،از قلب آسمان سیاه ِشب ، از خلوتِ دلِ  ماه و مهتاب.

با بوسه ای در فصل برگ ریزان ،در رنگین کمان رنگها ،هنگامِ رقص و پایکوبی درختان جان  گرفتم و عاشق شدم و با گرمی دستهای فرشته ای ،روح سردم زندگی دوباره از سر گرفت.

من سحرم،

سحری که با بوی خوش گلهای بهاری و پرواز پرستوهای مهاجر خردادی از خود بی خود می شود.

من سحرم

از دل تنهایی های شب های غم و اندوه ِ یار می آیم،از دنیای آروزهای دست یافتنی و نیافتنی ،از اعماق ای کاش ها!

رنج عشق، شیرینی روزهایم است و اشک، رود پر خروش چشمانم.

سرود ناگفته زیبایی و عشق بر روی لبان خسته ام ترک خورده است ...

و قلبم از جفای ِ یار...چاک چاک

من سحرم

دختری که باکلام محبت آمیز یار چون پرندگان بال  می گشاید و به آسمان پرواز می کند و با گوشه چشمی از یار مست و سرخوش.

من سحرم

عاشق گلهای زیبای مهربان ، مشتاق بوییدن گلی به نام یار ،عاشقِ عشق و  عاشق بی قراری برای یار.

من سحر هستم

یک مثبتِ عاشق و...+

لینک
جمعه ۱ دی ،۱۳۸٥ - plus

   یارِمهربون   

اینقدر دلم گرفته که حد نداره

می دونی هر دفعه که می رم توی وبلاگ دوستم فقط غصه می خورم ،وقتی آرشیو نوشته هاش و می خونم بغضم می گیره..

تنها چیزی که می گم اینه که :بی وفا کاش من رو هم به اندازه دوست جونت دوست داشتی ،کاش برای من هم از عشقت می نوشتی و عشقت به من رو همه جا داد می زدی تا بفهمم که ...

کاش من هم از پیشت برای همیشه برم بلکه شاید دوستم داشته باشی و برام ذوق کنی

خیلی سخته وقتی می بینم که دوستم نداری،چون دوست داشتنت رو ،عشقت رو، ذوق کردن هات و کادو گرفتن هات و بالا پایین پریدن هات و همه رو خوندم...

خدایا...

باشه دوستم نداشته باش...

دوست داشتن زوری نیست ،نمی خوام به زور عاشقت کنم،تو شاد باش ،تو بپر بالا پایین من از همین جا شادم،از همین جا وقتی می خونم یا می شنوم که خوشحالی کلی مسرور می شم عزیزم.

من برای کسی توی این وبلاگ نمی نویسم که بخونه اینجا برای خودم ِ تو ،فقط خودم و خودتِ.

من می رم که شاید اون موقع دوستم داشته باشی گلم،من می رم برای همیشه.

حالا از همین دور بهترین ها رو برات آرزو میکنم،آرزو می کنم دوربینی و که دوست داری بخری ،امتحاناتت رو خوب بدی و یه مهندس ِ خوب و نابغه بشی همینطور که هستی یار مهربونم.

ولی بدون یه دختری با تمامِ خشونت و(...)مهربونی و سادگی اش هست که همیشه دوستت داره و برات می میره هر چند بلد نبودم توی این مدت بهت بگم و نشون بدم.

¤عاشقت شدم آی گل بهار،عاشقت منم پاییز و نیار

عاشقت شدم یار ِ مهربون ،من دوستت دارم پیش من بمون

عاشقت شدم یار ِ مهربون این دفعه نرو پیش من بمون...¤          (ترانه ای از گروه پسران آفتاب)

لینک
جمعه ۱ دی ،۱۳۸٥ - plus

   ¤شب یلدا مبارک¤   

تپشهای قلبم را به باور خاطره هايم پيوند می زنم ،
و سرزمينی را که همزاد با خاک است و کهن تر از تاريخ ، برای نوباوگان خاک و تازه به دوران رسيدگان تاريخ زمزمه می کنم .
زمزمه می کنم که :
من از نسل شب شکنان روزگارم ،
من از نسل نورآفرينان پاک ،
از سلاله پاک آريائيان بردبارم ،
منم ميراث هزار ساله زمين ،
همان ازشرق تا غرب گسترده آغوش ،
همان پيام آور مهر و دوستی ،
همان گرفته در فش آشتی بر دوش
نه خود ستيزم ، نه ديگر ستيز
مرا و يادگاران مرا به نيکی يادآر
که يادگار يادگاران من ، همه شادی است و شادمانی ؛
. . .


شب يلدا يا «شب چله» شب اول زمستان و درازترين شب سال است. و فردای آن با دميدن خورشيد، روزها بزرگ تر شده و تابش نور ايزدی افزونی می يابد. اين بود که ايرانيان باستان، آخر پاييز و اول زمستان را شب زايش مهر يا زايش خورشيد می خواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا می کردند.
اين جشن در ماه پارسي «دي» قرار دارد که نام آفريننده در زمان قبل از زرتشتيان بوده است که بعدها او به نام آفريننده نور معروف شد،همان که در زبان انگليسي "day"خوانده ميشود.

يلدا و جشنهاي مربوطه که در اين شب برگزار مي شود،يک سنت باستاني است.يلدا يک جشن آريايي است و پيروان ميتراييسم آن را از هزاران سال پيش در ايران برگزار مي کرده اند.يلدا روز تولد ميترا يا مهر است.اين جشن به اندازه زماني که مردم فصول را تعيين کردند کهن است.

نور،روز و روشنايي خورشيد،نشانه هايي از آفريدگار بود در حالي که شب ،تاريکي و سرما نشانه هايي از اهريمن. مشاهده تغييرات مداوم شب و روز مردم را به اين باور رسانده بود که شب و روز يا روشنايي و تاريکي در يک جنگ هميشگي به سر مي برند.روزهاي بلندتر روزهاي پيروزي روشنايي بود درحالي که روزهاي کوتاه تر نشانه اي از غلبه تاريکي.
براي در امان بودن از خطر اهريمن،در اين شب همه دور هم جمع مي شدند و با برافروختن آتش از خورشيد طلب برکت مي کردند.

آيين شب يلدا يا شب چله، خوردن آجيل مخصوص ، هندوانه، انار و شيرينی و ميوه های گوناگون است که همه جنبه نمادی دارند و نشانه برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند. در اين شب هم مثل جشن تيرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و يا پری آن، آينده گويی می کنند.

شب است و گيتی غرق در سياهی
شب بلند است و سياهی پايدار ، ولی
باور به نور و روشنايی است ،
که شام تيره ما را ، از تاريکی می رهاند
و از دل شبهای يلدا ، جشن مهر و روشنايی به ما ارمغان می رساند
تيرگی هاتان در دل نور خاموش باد ،
شب يلدا را به نور قرنها قدمت جا
ری نگه داريم . . . .

روی گُل شما به سرخی انار ،

شب شما به شیرینی  ِ هندوانه ،

خندتان مانند پسته

 و

 عمرتان به بلنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدی یلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا.

¤شب یلدا مبارک¤

 

لینک
پنجشنبه ۳٠ آذر ،۱۳۸٥ - plus

   عشقِ من کجاست؟!   

هر چی سعی می کنم بنویسم نمی تونم...

همیشه اینجور مواقع توی دلم آروز می کنم کاش یه پرینتر وجود داشت و همه ذهنم و می خوند و بیرون میداد. 

حس عجیب و غریبی دارم این روزها...نمی تونم نه حرف بزنم نه بنویسم و نه...

فقط دارم به این جمله فکر می کنم و غصه می خورم:

پیوند عشق حقیقی حتی به مرگ گسیخته نمی شود چه رسد به دوری!    (ولتر)آیا من هم عشق حقیقی دارم که از من گسیخته نشه؟!عشق ِ من کجاست؟!  

  

و د رآخر

عشقت را نصیب کسی کن که لایق آن باشد، نه تشنه آن ،زیرا هر تشنه ای روزی سیراب می شود   شکسپیر

لینک
دوشنبه ٢٧ آذر ،۱۳۸٥ - plus

   عشق و جبر   

"کسی که دوست می داری همه حقی بر تو دارد ،از جمله اینکه دوستت نداشته باشد"

رومن رولان

عشق و دوست داشتنی بودن چیزی نیست که از روی جبر بخواهد بوجود بیاید،اختیاری است و باب دل.اگر دل بخواهد می پذیرد و عاشق می شود و اگر نه که آسمان به زمین بیاید ،کوه ها جابه جا شوند هیچ نیرویی نمی تواند انسان را عاشق کند مگر دل او.

امًا امان از روزی که دل او عاشق شود...

وسر  قصه ءرنج شیرین او از همین جا  گشاده می شود!جالب است که انسان عاشق از معشوق عذاب می بیند اما عاشق تر می شود،بدی می بیند میلش به او بیشتر می شود،معشوق او را ترک می کند واو دلداده تر می شود!

واقعاً چه حکمتی در عشق نهفته است ؟!

 "عشق عبارت از مرضی است وسوسه ای و به مالیخولیا شباهت دارد;سبب این بیماری آن است که انسان فکر خود را بکلی به شکل و تصویر هایی مبذول می دارد و در خیالات خود غرق می شود"      ابن سینا

"عشق ،پیری گَل زمستانی است"    

ضرب المثل چینی

"عشق چیزی نیست جَز عطش سیری ناپذیر لذت بردن از آنچه حریصانه تمنایش را داشته ایم. 

  مونتنی

لینک
شنبه ٢٥ آذر ،۱۳۸٥ - plus