امروز فقط می خوام با خدا صحبت کنم،

دیشب پیش خودم می گفتم :ای خدا کاش  می تونستم برات اس.ام.اس بزنم یا باهات حرف بزنم جوری که تو جوابم و بدی!

دیشب ،شب خوبی برام نبود خدا جون ،نمی دونم تکلیف اشکهام پیش تو چیه؟

نمی دونم تا کی باید عذاب بکشم؟

داری عذابم می دی؟می خوای امتحانم کنی ؟یا دارم تقاص پس می دم؟!

نمی دونم به چه جرمی مجازات می شم؟وبه چه جرمی بندت قلبم و تکه تکه و پاره می کنه ؟

خدای خوبم ،از من جز شکسته ایی چیزی باقی نمونده،ویار با بی رحمی تمام پا رو شکسته هایم می گذارد تا بیشتر خوردم کنه،دیگه دارم نابود می شم،نمی دونم اسم این آدم فرشته است یا...فقط دیگه نمی تونم...کم آوردم...

دیشب با تمام وجود احساس کردم که احساساتم زیر پا گذاشته شده ،بی احترامی شده به قشنگترین احساس و آرزوهام .این حق ِ من نیست خداجونم.

خدای خوبم،مهربانم،من کم تحملم ،نمی تونم عذاب رو تحمل کنم،من و راحت کن.

لینک
چهارشنبه ٦ دی ،۱۳۸٥ - plus