نامه کوچک برای همسفرم   

با تمام خستگی بدنی که دارم اما بازهم دلم می خواد بنویسم .

"این سه روز از جمعه تا دوشنبه برای من مثل خواب و رویا بود،خواب و رویایی که انگار برای من تکرار نمیشه و بهترین  رویای زندگیم بود.

همیشه سفر برای من سخت بود و دلهره انگیز ،امّا این بار با همه سفرهای گذشته ام  فرق داشت ،از همه سفرهای قبلم با تو بهتر و فوق العاده تر بود.

مسافر کوچولوی من، زندگی سه روزه ام با تو به اندازه یک عمر برای من لذت آفرید ،گویی که دیگر هیچ خواسته ایی از خداوند ندارم و به تمام آرزوهای بزرگم رسیده ام .

درکنار تو به بهترین لذتها رسیدم و همینطور به بزرگترین آرزوهایم یعنی "آرامش،عشق، و... "

عزیزم ،مهربونم ،این روزها رو به هیچ وجه نمی تونم فراموش کنم ،این همه خوبی های تو را ،مهربونی های تو رو ، اون صورت ناز و مهربون تو رو ، دستهای گرمت ،حُرمِ نفسهات و ...هیچ وقت از ذهنم پاک نمی شه .

عشق ِ من ، چگونه می توانم حضور دائم ات را در کنارم در تمام شرایط چه خوبی چه بدی چه بیماری فراموش کنم ؟!

چگونه می توانم بوی تو رو از خودم دور کنم ؟! تمام نفسم، بوی تو رو میده .

تو خودِت رو در وجودم جای دادی من دیگر خودم نیستم حالا تو یی دارم در وجودم  برای همیشه و همیشه .

از دریچه قلبم آمدی و برای همیشه ماندنی شدی .

دوستت دارم مهربان ترینم ،ای نزدیک ترینم "

سپاسگذار مهربانی های بی دریغ تو

                                                   سحـــــــر+ 

دوستت دارم

لینک
دوشنبه ٢۳ بهمن ،۱۳۸٥ - plus