نمی دونم!   

دلم خیلی برات تنگ شده !

برای صدات ،برای حرفات،برای چشایی که دلم و چنان می لرزونه که هیچ زلزله ایی به پاش نمی رسه.

اما چه کنم که از سال جدید تصمیم گرفتم *سحر دیگری*شوم.

دلم می خواد ازت بنویسم اما نمی تونم ،نمی دونم چرا؟!

تو می دونی ؟!

امروز نشسته بودم تکه تکه های شکسته دلم را کنار هم قرار می دادم بلکه شاید ...

به تو گفتم همه جا با تو هستم هر جا که باشی مثل سایه فقط تو بخواه!

من تو رو شکستم و تو هم منو...

غرور از من و تو دو شکسته ساخت.

لینک
پنجشنبه ٢ فروردین ،۱۳۸٦ - plus